تبلیغات
اسلام دین جاویدان

اسلام دین جاویدان
آفاق هاگردیده ام مهربتان ورزیده ام بسیارخوبان دیده ام اماتوچیزدیگری

شیخ‌الإسلام مولانا عبدالحمید – حفظه‌الله – در عصر انسانیت‌سوزی، انسان می‌سازد.»؛ جمله‌ای بسیار زیبا و پرمحتوا از استاد عزیز، مولانا عبدالحکیم سیدزاده، که در کانال تلگرامی‌شان منتشر شده بود. بر آن اندیشیدم؛ از هر نظر درست و معنادارش یافتم. وقتی از استاد، بابت آن تشکر کردم، گفت: با این همه هجمه علیه مولانا، دفاع از ایشان وظیفه‌ی همه ماست. آری! روزگاری که همه دارند بر «انسان» می‌تازند و انسانیت دارد خود را می‌بازد، مولانا عبدالحمید با انسانیتش دارد «انسان» می‌سازد. وقتی انسان به سخنانش گوش فرا دهد، آرام می‌گیرد. ناامیدی‌هایش به امید بدل می‌شود، جان می‌گیرد و غم‌هایش را به باد فراموشی می‌سپارد. سخنانش همیشه «منطقی» است. خداوند به ایشان «حکمت» و «فصل‌الخطاب» ارزانی داشته است. تنگ‌نظر نیست؛ فراخ‌دل است. از افراط و تفریط به‌دور است؛ گام‌هایش بر راه مستقیمِ «اعتدال و میانه‌روی» استواراند و عدالت و میانه‌روی را «رمز موفقیت جهان اسلام» می‌داند. همین دیدگاه‌های اعتدال‌گرایانه‌ی ایشان است که همگان خواهان حضور او در مجالس خویش‌اند و از وی به نیکی یاد می‌کنند. تبسمش، روح‌افزاست. نگاهش «مشفقانه» است. نسبت به مسلمان و غیرمسلمان دلسوزی دارد. بارها از تأکیدات دین مبین اسلام راجع به «حقوق بشر» سخن گفته است. شیعه و سنی به نزدش یکی هستند. پیام‌آور «وحدت» است و وحدت و همدلی را یکی از دستاوردهای بزرگ پیامبر مهر و رحمت – صلى‌الله‌علیه‌وسلم- می‌داند و آن را بهترین راه برون‌رفت مسلمانان از دردها و رنج‌ها عنوان می‌کند. نادیده گرفتن «واقعیت‌ها» را چالش اصلی وحدت امت اسلامی و «انحصارطلبی» و «تنگ‌نظری» را از عوامل مهم اختلاف و تفرقه برمی‌شمارد و می‌گوید: سرمنشأ آنها دوری از قرآن و احکام الهی و سنت نبوی است. نمی‌خواهد «بیداری اسلامی» به وسیله تفرقه و افراط‌گرایی خدشه‌دار شود؛ به شدت با افراط‌گرایی، تکفیر، تعصب و جهالت مخالف است و «رعایت حقوق اقلیت‌ها» را بهترین تدبیر برای مقابله با آنها برمی‌شمارد. می‌خواهد مشکلات جهان اسلام با «گفتمان» و «تدبیر صحیح و درست» حل شوند، همه با «امنیت و آرامش» به عبادت و کارهای روزمره خود بپردازند، در هیچ کشوری «تبعیض» نباشد، آحاد ملت‌ها به «حقوق انسانی» خود برسند. همیشه مسلمانان و بالأخص علما و نخبگان را به «هوشیاری» و «بیداری کامل» فرامی‌خواند. او «سنگ صبور» است؛ درد دل‌ها را می‌شنود و برای همه غمخواری می‌کند. تمام تلاشش این است که مردم را دست خالی نگذارد؛ راه حلی فراروی هر یک می‌نهد. در تمامی اختلافات سیاسی، اجتماعی، قومی و مذهبی صاحب‌نظر است و نظراتش «راهگشا». بسیاری از مشکلات منطقه با دیدِ وسیع و سعه صدر ایشان حل می‌شوند. حتىٰ اگر به ایشان در عرصه‌های بین‌المللی میدان داده شود، می‌تواند «نقش مثبتی» را در حل بسیاری از مسائل و مشکلات ایفا کند. می‌خواهد همه به «اصول اسلام» بازگردند؛ «نماز» در اولویت باشد، «گناه» رها شود؛ گناه و معصیت را سبب سلب آرامش از جامعه عنوان می‌کند. می‌گوید: همه «هدایات» زیبای «قرآن» را بپذیرند، «سنت»‌های زیبای «رسول اکرم صلى‌الله‌علیه‌وسلم» را با جان و دل قبول کنند، به «اصلاح» و «هدایت» رو بیاورند؛ بی‌توجهی در امر اصلاح و هدایت را علامت مرگ جامعه می‌داند. می‌گوید: به زندگی «صحابه» و «خلفای راشدین» رو آورید که درخشان‌ترین تاریخ از آنِ آنان است که با جان و دل از ربّ خود اطاعت کرده و او را بندگی کردند و دین و قرآن را «محکم» گرفتند؛ لذا اگر شما بر «قرآن» و «دستورات پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وسلم» عامل باشید، الله تعالیٰ شما را «عزت و شرافت» خواهد داد و جامعه به «سعادت و کامیابی» خواهد رسید. ∗ ∗ ∗ این است مولای ما «عبدالحمید»؛ باید قدرش دانسته شود و «گوش شنوایی» برای استقبال از نصایح و پیشنهادهای دلسوزانه‌اش وجود داشته باشد و می‌طلبد هر منصفی سپاسگزارش باشد: زبان‌آوری کاندرین امن و داد /∗/ سپاسش نگوید زبانش مباد همگان باید برایش دست «دعا» به سوی آسمان بردارند و ضمن سپاس از حق تعالىٰ به خاطر این نعمت بزرگ، سلامتی و طول عمر با عزت را برای او از «پروردگار جهانیان» خواستار شوند: فرو ماندم از شکر چندین کَرَم /∗/ همان به که دست دعا، گسترم جهانت به کام و فلک یار باد /∗/ جهان‌آفرینت نگهدار باد غم از گردش روزگارت مباد /∗/ وز اندیشه بر دل غبارت مباد درونت به تأیید حق شاد باد /∗/ دل و دین و اقلیمت آباد باد همینت بس از کردگار مجید /∗/ که توفیق خیرت بود بر مزید


[ جمعه 3 دی 1395 ] [ 08:38 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

دیدار علمای سراوان با علمای ایرانشهر در مرکز جماعت تبلیغ ایرانشهر هیئتی 17نفره از سراوان متشکل از 9نفر مولوی و 8نفر فعال جماعت تبلیغ با همراهی مولانا حافظ محمدکریم صالح شامگاه پنج‌شنبه (27آبان1395) با علمای شهرستان ایرانشهر دیدار و گفت‌وگو کردند. در این نشست مولوی محمدصالح هونَک‌زهی، استاد حدیث دارالعلوم زنگیان سراوان در مورد کار دعوت و اهمیت آن سخنانی ایراد کردند. ایشان با تلاوت آیه ﴿ قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ ﴾ گفتند: در این آیه خداوند متعال می‌فرماید: ای پیامبر، بگو این راه من است که به سوی الله با بصیرت و حکمت دعوت می دهم. خداوند اینجا سایر عبدات مثل نماز، روزه و حج را ذکر ننمود و فقط دعوت را بیان کرد؛ زیرا دیگر عبادات فردی هستند و نفع‌شان به خود فرد برمی‌گردد اما نفع دعوت متعدی است و به دیگران می‌رسد. در حدیث آمده وقتی بنده در فکر کمک به برادرش است، خداوند او را نیز کمک می‌کند. دعوت نیز یک نوع کمک است. استاد حدیث دارالعلوم زنگیان سراوان با اشاره به اهمیت دعوت اظهار داشت: با انجام دادن کار دعوت، دروازه سیئه مسدود و دروازه حسنه وسیع می‌شود. پیامبر در حجة الوداع به صحابه ماموریت دادند که این دین را به دیگر انسان‌ها برسانند. فردی که نائب یک مسئول است چقدر فخر می‌کند. ما نائب رسول الله هستیم و باید بر این چیز فخر کنیم. ایشان رابطه با الله و رابطه بندگان را دو رکن دعوت دانسته گفتند: رابطه با خدا به وسیله دو چیز امکان‌پذیر است: تقوا و احسان و رابطه با مخلوقات با نصیحت و خیرخواهی می‌شود. اگر می‌خواهیم اعمال و سنت‌های رسول الله در زندگی انسان‌ها پیاده شود باید به امر دعوت چنگ بزنیم. مولوی محمدصالح در پایان با بیان اینکه هدف از یادگیری علم انجام دادن کار دعوت است گفت: الله به ما علم داده است تا داعی شویم. این علم باید به طور صحیح استعمال شود. اقتضای علم این است که مقام خداوند را بشناسیم. ذاتی که علم را به من داده باید مقام او را بشناسم، خود را بزرگ ندانیم؛ زیر بزرگی فقط از آن خداست. اولین مقتضای علم این است که تو را به مقام بندگی برساند. اگر درنماز هستی و حواست جای دیگر است پس تو مقام پروردگارت را نشناخته‌ای. بعد از شناختن مقام پروردگار باید به آن وفادار باشیم. در بلوچی ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: یک لیوان آب بخور و صد سال وفا کن. وفاداری ما کجاست؟ حضرت ابوبکر هنگام ارتداد عرب‌ها گفت: آیا در دین، نقص بیاید و من زنده باشم؟ وفاداری ما باید چنین باشد. اقتضای سوم علم، فرمان‌برداری در تمام احکام الله و سنت‌های رسول الله است. گفتنی‌ست این هیئت صبح پنج شنبه از مدارس و مکاتب شهرستان ایرانشهر بازدید به عمل آورده و جمعه 28آبان ایرانشهر را به مقصد سراوان، ترک کرد.


[ یکشنبه 30 آبان 1395 ] [ 07:28 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

درباره "فاتح 1435" سلطان محمد دوم ملقب به محمد فاتح هفتمین و یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان دولت عثمانی بود.محمد فاتح دارای شخصیتی منحصر به فرد و جامع بین قدرت و عدالت بود.(1) او دوستدار و همنشین علما بود و به سبب همین مجالست بعضی از احادیثی را که بر تعریف فاتح قسطنطنیه پرداخته بود یاد گرفته بود. مانند حدیثی که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لتفتحن القسطنطینیة على ید رجل فلنعم الأمیر أمیرها، و لنعم الجیش ذلك الجیش.» [مسند امام احمد] ( شما حتما قسطنطنیه را توسط مردی فتح خواهید کرد که بهترین امیر، امیر آن لشکر و بهترین لشکر نیز همان لشکر خواهد بود.) سلطان محمد فاتح تلاش های زیادی به خاطر برنامه ریزی برای فتح قسطنطنیه و تقویت لشکرعثمانی با نیروی انسانی کرد، به طوری که تعداد نیروهای لشکرش به 250هزار نفر می رسید در بُعد آمادگی در زمینه تاکتیک جنگی بزرگترین گام را با تصمیم ایجاد قلعه "رومل حصار" در قسمت شمالی تنگه "بسفور" در مقابل قلعه ای که در زمان سلطان بایزید در آسیا درست کرده بود، برداشت. وی همچنین اسلحه لازم برای عملیات را نیز آماده کرد. از جمله این سلاحها توپ بود که اهمیت زیادی نزد سلطان داشت، به طوری که مهندس ماهری به نام "اوربان" را که مهارت خاصی در ساخت توپ داشت، استخدام کرد و تمام مایحتاج او را مهیا نمود. مهندس اوربان توانست توپهای زیادی درست کند، منجمله توپ مشهور سلطان که وزنش به صدها تُن می رسید. محمد فاتح توجه خاصی نیز به ناوگان عثمانی داشت و سعی داشت با تقویت آن بتواند نقش موثری در هجوم بر قسطنطنیه که یک منطقه دریایی است و محاصره آن بدون نیروی دریایی کامل نمی شود، داشته باشد. در تاریخ آمده است که تعداد کشتی هایی که برای این کار آماده شدند 400 کشتی بود. سپس سلطان حمله را آغاز کرد و توانست در 27 ربیع الاول 857 هـ. ق، مطابق با 6 آوریل 1453میلادی، به آنجا برسد. او قسطنطنیه را از خشکی با 250هزار جنگجو و از دریا با 420 قایق جنگی محاصره کرد. رعب و وحشت بر مردم شهر سایه افکند زیرا آنها فقط 5هزار نیروی دفاعی داشتند که بیشترشان نیز نیروهای بیگانه بودند. بدین ترتیب محاصره تا 53 روز که عثمانی ها به صورت پیاپی بر شهر توپ و آتش می بارانیدند ادامه پیدا کرد. (مصر والعالم المائة، 314و315، الهلال- مصر) در ادامه نیز توپهای جنگی منجمله توپ مشهور سلطان را که در مقابل باب العثمانی نصب کرده بود به میدان آورد. عثمانی ها در ابتدا از رسیدن به تنگه "القرن الذهبی" (شاخ طلایی) عاجز ماندند، چرا که زنجیرهای بزرگ نصب شده در این تنگه مانع ورود کشتی ها به داخل تنگه می شد و کشتی هایی را که خواهان ورود بودند درهم می شکست. بالاخره سربازان عثمانی توانستند در 18 آوریل با ایجاد شکافی در دیوارها در وادی "لیکوس" از طرف غربی دیوارها، حصار را بشکنند، با ایجاد سوراخ در دیوار، سربازان به سرعت شروع به داخل شدن در شهر کردند و همچنین تلاش می کردند تا با ایجاد حفره های دیگر، کار ورود به شهر را آسانتر کنند، ولی سربازان رومی در راه دفاع از شهر از خود فداکاری عجیبی نشان دادند که باعث شد درگیری بدون هیچ نفعی برای طرفین ادامه پیدا کند. عثمانی ها در مقابل عبور از حصار دیواری که بین آنها بود نیز ابتکارات زیادی به خرج دادند؛ آنها تونلهای عمیقی برای رسیدن به داخل شهر حفر کردند به طوری که ساکنین شهر و حتی شخص پادشاه با شنیدن صدای عجیب که از داخل زمین به گوش می رسید و یافتن مکان صدا بر ترفند عثمانی ها پی برده بودند. ساختن قلعه بزرگی از چوب با سه طبقه مجزّا یکی دیگر از ابتکارات عثمانی ها بود. این قلعه، که ارتفاع آن از دیوار مانع بزرگتر بود و جهت جلوگیری از احتراق آن توسط پارچه های خیس شده پوشیده شده بود و هر طبقه آن مملو از نیروی جنگی و سرباز بود، کمک کرد تا آنها بتوانند به راحتی هر کسی را که بر بالای حصار بود مورد هدف قرار دهند. فتح قسطنطنیه سلطان محمد فاتح، روز یکشنبه 18جمادی الاولی، مطابق با 27 می، دستور داد تا سربازان به دعا و زاری و تقرب به خداوند مشغول شوند تا خداوند کار فتح قسطنطنیه را آسان کند. خودش نیز در همان روز به بررسی حصارهای شهر و وضعیت هجوم و حالات مدافعین شهر پرداخت. ساعت یک بامداد سه شنبه 20جمادی الاولی 857هـ. ق بود که دستور هجوم کلی به شهر داده شد، صدای تکبیر مسلمانان، در حالی که به طرف دیوارها می شتافتند، به آسمانها بلند شد و ترس بر ساکنین شهر مستولی گشت، به طوری که ناقوس های کلیساها را به صدا درآوردند. با طلوع خورشید در روز 30 می 1453مجاهدین با دقت بیشتر به تعیین مواقع دشمن می پرداختند، فشارها در این روز بیشتر و بیشتر شد به طوری که امپراطور قسطنطین به طور مشخص و با همکاری "جستنیان"- یکی از فرماندهان جنگی روم- به دفاع از دره لیکوس مشغول شد. عثمانی ها فشارهای خود را بر قسمت دیگر شهر از طرف دروازه "ادرنه" نیز مضاعف کردند و توانستند با سرنگون کردن مدافعین رومی بر تعدادی از برجها استیلا پیدا کنند و پرچم عثمانی را بر بلندای آنها به اهتزاز درآورند. ظهر همان روز، یعنی سه شنبه 20جمادی الاولی 857هـ.ق سلطان در وسط شهر در حالی که سربازانش گرداگرد او جمع شده بودند، به ایراد سخنرانی پرداخت و به آنها فتحی را که رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر آن را داده بود تبریک گفت و دستور داد تا با مردم با نرمی برخورد کنند و آنها را از کشتن مردم به شدت برحذر داشت. سپس از مرکب خود پیاده شد و از روی تواضع و برای به جا آوردن شکر و سپاس الهی، بر زمین سجده کرد. سلطان محمد فاتح، پس از فتح قسطنطنیه، به نصرانی‏ها آزادی کامل در برگزاری مراسم دینی و انتخاب بزرگان دینی که حق فیصله مسائل را داشتند، داد. بدین ترتیب سلطان محمد فاتح توانست با یک کار افسانه ای و خارق العاده و با توکل بر خدا و عزم و اراده قوی و اصرار بر اینکه بتواند همان شخصی باشد که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به آن اشاره کرده بود، به پیروزی برسد. به راستی که سلطان محمد فاتح، طبق شهادت و گواهی این فرموده آنحضرت صلی الله علیه وسلم، "بهترین امیر و فرمانده" و لشکر تحت امر او "بهترین لشکر" می باشند.


[ شنبه 29 آبان 1395 ] [ 07:52 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

نشست معارفه‌ی دانشجویان جدیدالورود دانشگاه‌های زاهدان برگزار شد نشست معارفه‌ی دانشجویان اهل‌سنت دانشگاه‌های زاهدان با همکاری دفتر اموردانشجویی دارالعلوم زاهدان، امشب 13 آبان 1395، در مسجد جامع مکّی برگزار شد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سنی‌آنلاین، در این مراسم اساتید حوزه و دانشگاه، اعضای شورای شهر زاهدان و دانشجویان دانشگاه‌های مختلف زاهدان، حضور داشتند. این نشست با تلاوت قرآن مجید توسط ابراهیم نیکوکار، دانشجوی دانشگاه ملی زابل، آغاز شد. شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی و دکتر محمدعثمان حسین‌بر استاد دانشگاه سیستان و بلوچستان، سخنرانان اصلی این نشست بودند. دکتر محمدعثمان حسین‌بر طی سخنانی با تشکر و قدردانی از دست‌‌اندرکاران این نشست، «دین» و «علم» را از ضرورت‌ها و نیازهای اصلی بشر عنوان کرد و بر ضرورت ایجاد تعادل و هماهنگی میان آنها تاکید کرد. دکتر حسین‌بر ورود علما و طلاب را به دانشگاه و دانشگاهیان را به حوزه اتفاقی مبارک عنوان کرد. ایشان همچنین بر لزوم استفاده از ظرفیت حوزه‌های علمیه و نفوذ علما در راستای پرکردن خلأهای آموزشی تاکید کرد. این استاد دانشگاه در پایان از آمار پایین دانش‌آموزان بومی در مدارس برتر مانند تیزهوشان و مدارس دانشگاه ابراز تاسف کرد. مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی در جمع دانشجویان زاهدان، علم و دانش را یکی از نعمت‌های خداوند متعال عنوان کرد و دانشجویان را به شکرگزاری این نعمت فراخواند. رئیس دارالإفتای دارالعلوم زاهدان با اشاره به اوضاع نگران‌کننده‌ی جهان، بر لزوم خودشناسی و بیداری جوانان و شناخت طرح‌ها و برنامه‌های دشمنان تاکید کرد. مفتی قاسمی در پایان دانشجویان را به ارتباط مستحکم با قرآن، ارتباط با انسان‌های نیک و صالح، ارتباط با سیرت پیامبر و پایبندی بر اعمال و دعا، توصیه کرد. شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحیمد در این نشست با اشاره به اهمیت علم و دانش اظهار داشتند: بشر بدون علم و دانش به‌جایی نمی‌رسد. ارزش انسان با علم است. خداوند متعال بعد از اینکه به آدم علیه‌السلام، علم داد، فرشتگان را دستور داد که او را سجده کنند. طبق نظر برخی مفسران خداوند متعال جزئیات تمام علوم را به حضرت آدم عطا کرد. ایشان با اشاره به ضرورت انسان‌ها به علم، خاطرنشان کردند: برای بهره گرفتن از دنیا نیاز به علم داریم. دنیا برای انسان آفریده شده است، باید آن را بسازد. مدیر دارالعلوم زاهدان با تاکید بر ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه بیان داشتند: حوزه‌ علمیه و دانشگاه برای ما تفاوتی ندارند. بسیاری از علما و اساتید حوزه در دانشگاه تحصیل می‌کنند. امام جمعه اهل‌سنت زاهدان دانشجویان را به تلاش و جدّیت در راه کسب علم، پیروی از دستورات خدا، پرهیز از گناهان، اقامه‌ی نماز با جماعت و شرکت در مراسم نمازجمعه توصیه کردند. دعا، اجرای سرود توسط گروه سرود «ندای توحید»، نشست‌ منطقه‌ای دانشجویان و صرف شام از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.


[ شنبه 15 آبان 1395 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

یکی از محققان سرشناس جهان اسلام درگذشت شیخ شعیب ارناؤوط، از نویسندگان و محققان برجسته نسخه‌های خطی اسلامی، شامگاه پنج‌شنبه (6 آبان 1395) در سن 88 سالگی در اردن دار فانی را وداع گفت. شیخ شعیب ارناؤوط در سال ۱۹۲۸ در شهر دمشق دیده به جهان گشود و در سایه والدینش، پرورشی دینی یافت. شیخ ارناؤوط علوم ادبیات عرب و کتاب‌های شرح ابن عقیل و کافیه ابن حاجب، مفصل زمخشری، شذورالذهب ابن هشام، اسرارالبلاغة و دلائل الإعجاز جرجانی را از اساتید و علمای برجسته‌ی دمشق همچون شیخ صالح الفرفور و شیخ عارف دوجی فرا گرفت. شیخ ارناؤوط پس از فراگیری ادبیات عرب، به فراگیری فقه اسلامی پرداخت و از علمای زیادی کسب فیض کرد. وی مدت هفت سال به آموختن فقه مشغول بود و در کنار آن، اصول فقه، تفسیر قرآن و مصطلح الحدیث و کتاب‌های اخلاقی را نیز فرا می‌گرفت. شیخ ارناؤوط در سال 1958م. در «المکتب الإسلامی» دمشق مشغول کار شد و به مدت ۲۰ سال ریاست بخش تحقیق و تصحیح این مکتب را بر عهده داشت. در طول این مدت کار تحقیق بیش از ۷۰ جلد از کتاب‌های مهم در علوم مختلف توسط شیخ ارناؤوط یا زیر نظر وی انجام گرفت. شیخ ارناؤوط از سال ۱۹۸۲م به بعد ریاست بخش تحقیق میراث علمی موسسه الرسالة را برعهده گرفت و در این مرکز علمی نیز خدمات علمی ـ تحقیقی بسیار مهمی را به سرانجام رساند. کتاب‌هایی که شیخ شعیب ارناؤوط رحمه‌الله در «المکتب الإسلامی» روی آنها تحقیق کرده است عبارتند از: شرح السنة للبغوی (۶ جلد)، روضة الطالبین للنووی- با همکاری شیخ عبدالقادر ارناؤوط- (۱۲جلد)، مهذب الأغانی لابن منظور (۱۲ جلد)، المبدع فی شرح المقنع لابن مفلح الحنبلی (۱۰ جلد)، زاد المسیر فی علم التفسیر ابن الجوزی، با مشارکت شیخ عبدالقادر ارناؤوط (۹ جلد) و کتاب‌‌هایی که در مؤسسه "الرسالة"، تحقیق شده‌اند عبارتند از: سیر أعلام النبلاء الذهبی (۲۵ جلد)، سنن الترمذی (۱۶ جلد)، سنن النسائی (۱۲ جلد)، سنن الدارقطنی (۵ جلد)، مسند الإمام أحمد بن حنبل (۵۰ جلد)، تاریخ الإسلام الذهبی، با همکاری شیخ بشار عواد. منبع: تبیین‌نیوز/ دنیا الوطن


[ یکشنبه 9 آبان 1395 ] [ 06:58 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

️عزیزان تا حالا شده از خود بپرسید: ﭼــﺮﺍ ﻣــﺎ ﺍﺯ ﻋــﺒﺎﺩﺕ ﻟــﺬّﺕ ﻧــﻤﯽ ﺑﺮﯾﻢ؟! ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﯿﻮﻩ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ ،ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬّﺕ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ.. ️ﺩﺭ ﺑُﻌﺪ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻭ ﻋﺒﺎﺩاﺕ نیز همینگونه ﺍﺳﺖ! ️ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ نه تنها ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻟﺬّﺕ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ بلکه ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻗﻠﺐ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ.. ﺗﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻨﺪ ، ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻟﺬّﺕ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ ️ﻣﻨﺸﺎﺀ همه ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎ ﺍﺯ ﮔﻨﺎه است️ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭﯾﺰ ﻭ ﺩﺭﺷﺖ ﮐﻪ از آنها ﻏﺎﻓﻞ ﺷﺪه اﯾﻢ..


[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

*سحرخیزی* در بامداد پگاه خروس بانگ می‌دهد، و پژواک ندای رسای مؤذن برای اعلان وقت نماز صبح در فضا طنین‌انداز می‌شود. سپیده صبح بر پهنه‌ی افق پدیدار گشته است و گنجشک‌ها شروع به آوازخواندن می‌کنند، و باز روز از نو، روزی از نو. طبیعت زیبا گشته است و به ما سلام می‌گوید و یک فرصت دوباره برای شروع یک روز خوب، زیبا و پرانرژی. فجر طلوع کرده است اما تا طلوع خورشید هنوز وقت است و هوای بیرون از خانه پاک و صاف و سرشار از اکسیژن خالص. یک اراده قوی لازم است تا قید خواب آرام را بزنیم و در پرانرژی‌ترین لحظه‌ی روز، اکسیژن خالص آن را در هوای پاک صبح قبل از طلوع، استشمام کنیم. سحرخیزی نشاط و شادابی و سرزندگی است. ..... کار‌شناسان داخلی و خارجی چون از اهمیت سحرخیزی آگاه شده‌اند پیشنهاد می‌کنند با یک دوش گرفتن ساده و یا زدن آب بر صورت، می‌توان سحرخیز شد و این عادت زیبا را در زندگی تجربه کرد. اما خداوند برای شروع یک صبح زیبا و دلپذیر بهانه خوبی گذاشته است. شروع صبح با خواستن از خدا و دل‌بستن به رحمت و فضل بی‌کران او. نماز صبح در مسجد، همراه با جماعت مسلمین و نیایش با پروردگار در لحظات آغازین روز. ..... زندگی شهری به تبع از زندگی مدرنیته دست‌خوش یک‌سری عادات بدی شده است که در طولانی مدّت آسیب‌های جبران‌ناپذیری را بر سلامت و روان افراد وارد می‌کند. بیدارماندن تا ساعات طولانی شب و صبح‌ها دیر از خواب برخاستن یکی از آفت‌های زندگی شده است. شب‌بیداری‌های بی‌هدف و طولانی و خواب صبح‌گاهی سبب شده است تا از لذت سحرخیزی و بیداری صبح زود محروم بمانیم. قطعا نتیجه چنین روزی افسردگی و بی‌حالی و بی‌حوصلگی و کار بدون کیفیت است. در روستاها تا حدودی شرایط زندگی متفاوت است. بیشتر آنان که شب را فارغ از دغدغه‌های شهری در استراحت بسر برده‌اند، صبح زود پا بر عرصه زندگی می‌گذارند و با کار و زندگی از همان صبح اول وقت شاد و سرحال و بانشاط هستند. آوازهای پرهیاهوی گوسفندانی که در روستا صبح زود به چراگاه برده می‌شوند زیبا و شنیدنی‌ست. ...... برای ایجاد تغییر در سبک زندگی و جایگزین نمودن عادت‌های خوب به جای عادت‌های بد لازم است اراده کنیم. ارده‌ای با پشتوانه‌ای از معرفت و شناخت فواید سحرخیزی که بتواند ما را از خواب آرام و خوش وقت سحر جدا کند و به سمت بیداری بکشاند. در این بیداری که دیگران در خواب به سر می‌برند می‌توانید کار بیشتری انجام دهید و از دیگران پیشی بگیرید تا سهم‌تان از موفقیت و دسترسی به چشم‌اندازهای زندگی بیشتر باشد. و اگر در دل شب برخیزید و دور از چشم بندگان و در معرض دید خداوند با او نجوای شبانه داشته ‌باشید و زبان خواهش و تمنا را با او بگشایید، در لحظه‌ا‌ی ویژه با خداوند ارتباط برقرار کرده‌اید و قطعا مزد آن را خواهید گرفت. در سکوت سحر آرامش بی‌پایانی وجود دارد. ارزش سحرخیزی را کسانی می‌دانند که سحر را به بیداری می‌گذرانند.


[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 07:52 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

همایش دانش آموختگی مدرسه دار الفرقان و مکتب عایشه صدیقه صبح روز (29/ مهر/ 95) در فضای کوهستانی و صمیمی بخش آشار شهرستان مهرستان برگزار شد. به‌گزارش خبرنگار اعزامی سنت آنلاین، در این نشست مهمانانی از سراسر استان؛ هم‌چون شیخ الحدیث مولانا محمد یوسف حسین‌پور، شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید، مولانا محمد دهقان و ... حضور به هم رسانیده بودند که در این مراسم از چهل دختر و پسر طی چندین سال تجلیل بعمل آمد. آغاز این همایش همراه بود با تلاوت آیات ملکوتی کلام وحی توسط قاری مهمان از تربت جام و همایش در ادامه همراه بود با اجرای سرود و عرض خیر مقدم فرماندار مهرستان. مولوی دوست محمد رئیسی پیرامون علم، جایگاه آن و ارزش دادن به علم و این‌که ایران زمانی مهد علم بود به ایراد سخن پرداخت. مولانا محمد دهقان معاونت آموزشی عین العلوم گشت: برای از بین بردن قحط سالی لازم است که از چشم‌ها اشک بریزد مولانا محمد دهقان استاد حدیث عین العلوم گشت به اسباب و عوامل خشک سالی اشاره کرد و با استناد با آیه «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یحذرون.» فرمود: خداوند متعال در این آیه اسباب قحط سالی را بیان می کند که آن چه بندگان گرفتاراند و آب آشامیدنی ندارند، مزارع و نخلستان‌ها خشکیده‌اند، آثار چشمه‌ها از بین رفته است، علتش معاصی بندگان است که جلوی درهای آسمان را گرفته اند. در چنین مواقعی حیوانات می گویند این قحط سالی به سبب شومی بندگان گنه کار است. معاونت آموزشی عین العلوم گشت در ادامه خطاب به خواهران و مادران تصریح کرد: لباس باید شرعی باشد و این سه عیب را نداشته باشد: 1- کوتاه نباشد؛ 2- شفاف نباشد؛ 3- به بدن نچسبد. زمانی چنین بود که زنان به شب لباس‌های خود را می شستند و در تاریکی می آویختند تا چشم بیگانه‌ای بر آن‌ها نیفتد. مولانا دهقان در آخر سخنانش خاطر نشان کرد:‌ برای از بین بردن قحط سالی لازم است که از چشم ها اشک بریزد و به خداوند متعال رجوع کنیم و بنده مطیع و فرمانبردار باشیم مولانا عبدالصمد کریمزایی امام جمعه اهل‌سنت مسجد الزهرا ایرانشهر: صحابه یک چشم ما و چشم دیگر ما اهل‌بیت است مولانا عبدالصمد کریم زایی امام جمعه اهل سنت مسجد الزهرا ایرانشهر پیرامون اسباب یادگیری علم پرداخت و گفت: امام المحدثین سفیان بن عیینه می‌فرمایند: اول العلم الاستماع، ثم الفهم، ثم الحفظ، ثم النشر. وی بعد از ترجمه به شیخ الاسلام و شیخ الحدیث خیرمقدم گفت و فرمود: در ایران عالمی برتر از شیخ الحدیث وجود ندارد. مولانا کریمزایی در فرازی از سخنانش به صحنه هولناک قیامت اشاره کرد و تصریح نمود: امروز 7 میلیارد انسان کنار هم زندگی می کنند، یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان وجود دارد؛ اما در قیامت الله تعالی می گوید: وامتازوا الیوم أیها المجرمون. معصیت غضب خدا را می آورد و این خشکسالی بدین خاطر است که ما حتی طلب باران را هم نداریم. باید از معاصی نهی کنیم. از رقص و سرود و بدعت و خرافات، سنت برچیده می شود. امام جمعه مسجد الزهرا در آخر سخنانش به فضایل صحابه و اهل بیت پرداخت و تصریح کرد: اعتقاد مذهبی و دینی اهل سنت است که صحابه یک چشم ما هستند و اهل بیت چشم دیگر؛ چون همه فدائیان نبی اکرم صلی الله علیه وسلم بودند. صحابه دارای 4 صفت بودند: 1- اشداء علی الکفار؛ در میدان جنگ بر کافران سخت اند و جان خود را هم دوست ندارند. 2- رحماء بینهم؛ نسبت به خود مهربان اند؛ در کوتاهی‌ها گذشت می کنند؛ جان و آبروی تمام مسلمانان را همانند جان و آبروی خود می دانند. 3- تراهم رکعا سجدا؛ آن دو تا در روز بود و این دو این که شب‌ها در رکوع و سجده هستند. 4- یبتغون فضلا من الله؛ اگر همه این‌ها باشد و اخلاص نباشد، هیچ اند، ولی صحابه رضای خدا را می جویند. وی در پایان سخنانش مردم را به همکاری با دولت و نیروهای انتظامی فرا خواند و گفت: این به معنای مخبر بودن نیست و مخبری حرام است؛ بلکه اگر مخرب و فسادکاری را دیدید، در جهت امنیت باید او را به مقامات معرفی کنید. شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل‌سنت زاهدان: با الله آشتی کنیم و دل را با او صاف کنیم شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل‌سنت زاهدان در سخنانش پیرامون سرای آخرت اظهار داشت: مسلمانی که به صحرای محشر و جنت و جهنم اعتقاد دارد، گلایه داریم که هدف خود را فراموش کرده است؛ آن که هدف را فراموش کند، پریشان می شود. امروزه بشر واژگونه راه می رود، به همین خاطر در قیامت بر سرشان حشر می شوند و چشم ها را بسته اند، از آیات و احکام، کور حشر می شوند. قرآن به شما خطاب می کند که شما در دنیا نیامده اید مگر برای عبادت، تمام امکانات دنیا برای بشراند، این توهین به مقام بشریت است که شخص فکر کند هدف از خلقت سیری شکم است. مدیر دارالعلوم زاهدان در ادامه خاطر نشان ساخت: دل ها زنگ گرفته است، این سیاهی، سیاهی دل هاست و این تاریکی از ترک سنت است، نور چهره ها از بین رفته است. شما با نام صحابه و اهل‌بیت احساساتی می‌شوید و تکبیر می گویید، ولی کاش نسبت به عمل و کردار و زندگی آنان هم تحت تأثیر قرار می گرفتید. کاش احکام سیرت را در زندگی پیاده می کردیم؛ کاش به جای شعار، شعور می‌داشتیم. کسی که ادعای محبت با پیامبر دارد، باید از سنت اتباع کند. مسلمانی که دروغ می گوید، راهزنی می کند، مسلمان نماست. قیامت جایی است که حقایق روشن می شود، سعادتمند واقعی کسی است که آن جا سعادتمند باشد. در دنیا از مردم می پوشیم، ولی از خدا چیزی پنهان نیست؛ دو رنگی تمام می شود؛ مسلمان یک رنگ، صاف و ساده است. مولانا عبدالحمید در ادامه تصریح کرد: اگر عذاب خدا نیامد، سبب فضل اوست نه اعمال صالحه، الله به ما و شما مهلت داده که توبه کنیم. با الله آشتی کنیم و دل را با او صاف کنیم؛ باید سخن علما و خیرخواهان خود را بپذیریم که نمی خواهند شما به عذاب قبر دچار شوید و در قحطی بسوزید. دوستی علما این است که به سخنانشان توجه و عمل کنید. در دنیا بگریید، تا در آخرت نگریید. در دنیا پشیمان شوید، تا در آخرت پشیمان نشوید. باران با توبه می آید، باید عموم توبه کنند، زن و مرد توبه کنند. من شما را تشویق به قرآن می کنم، به علم شریعت و روز توصیه می کنم که هم دنیایشان آباد شود و هم آخرتشان.


[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 07:47 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

یکی از دختر خانم‌هایی که فتوا می‌خواهد می‌گوید: من دختری در مقطع دانشگاه هستم، در تحصیل و اخلاقم ممتاز بودم. روزی از دانشگاه خارج شدم، جوانی را دیدم که به من نگاه می‌کند، گویی مرا می‌شناسد سپس پشت سر من به راه افتاد و سخنان بچه‌گانه‌ای تکرار می‌کرد، سپس گفت: من می‌خواهم با تو ازدواج کنم، مدتی است که مراقب توام و با اخلاق و آداب تو آشنا هستم. من بر سرعت راه رفتنم افزودم، پریشان شدم، عرق از سر و صورتم سرازیر شد. خسته به خانه رسیدم و آن شب از ترس نخوابیدم. مزاحمت‌هایش برایم تکرار شد. در آخر یک کاغذ جلوی در خانه‌ام انداخت. بعد از تردید در حالی که دستانم می لرزید آن را برداشتم، از اول تا آخر سخن از عشق و عذر خواهی بود. بعد از چند ساعت به من تلفن کرد و گفت: نامه را خواندی یا نه؟ به او گفتم: اگر ادب نشوی به خانواده‌ام خبر می‌دهم و در آن صورت وای بر تو. یک ساعت بعد به من زنگ زد و با ابراز عشق و علاقه می‌گفت که هدفش شریف است، او ثروتمتند و تک فرزند است و تمام آرزوهایم را برآورده می‌کند. دلم خالی شد و به گفت وگو با او ادامه دادم. منتظر تماس‌هایش شدم، وقتی از دانشگاه بیرون می آمدم دنبالش می‌گشتم، یک روز او را دیدم، خوشحال سوار ماشینش شدم و در شهر به گشت و گزار پرداختیم. سخانش را تاید می‌کردم وقتی به من می‌گفت من شاهزاده‌اش هستم و همسرش خواهم شد. یک روز مثل گذشته با او خارج شدم. مرا به یک آپارتمان برد. با او داخل شدم و با هم نشستیم. دلم را پر از سخنان زیبا کرد. او به من نگاه می‌کرد، پوششی از عذاب جهنم ما را در بر گرفت، متوجه نشدم مگر بعد از این که شکار او شدم و عزیزترین گوهر گرانبهایم که همان گوهر عفت بود را از دست دادم، مثل دیوانه بر خواستم. گفتم: با من چه کار کردی؟ گفت: نترس من شوهرت هستم. گفتم: چگونه تو که با من عقد نکردی؟ گفت: به زودی با تو عقد خواهم کرد. تلو تلو خوران به خانه برگشتم. به شدت گریستم و تحصیل را رها کردم. خانواده‌ام نتوانستند علت را بفهمند و به امید ازدواج دل بستم. بعد از چند روز به من زنگ زد تا با من ملاقات کند. خوشحال شدم گمان کردم که می‌خواهد با من ازدواج کند. با او دیدار کردم. ناراحت بود. به من گفت: هرگز در مورد ازدواج فکر نکن. می‌خواهم بدون هیچ قد وبندی با هم زندگی کنیم. ناخود آگاه دستم را بالا بردم و به صورتش سیلی زدم. به او گفتم: گمان می‌کردم که اشتباهت را اصلاح می‌کنی؛ ولی دریافتم که تو انسان بی‌ارزشی هستی. گریه‌کنان از ماشین پائین آمدم. گفت: خواهش می‌کنم صبر کن زندگی‌ات را نابود می‌کنم. یک نوار ویدیو در دستش بود. گفتم: این چیست؟ گفت بیا تا آن‌را نگاه کنی. با او رفتم نوار حاوی اتفاقات حرامی بود که بین ما رخ داده بود. گفتم چه کار کردی ای ترسو، ای حقیر؟ گفت دوربین مخفی کار گذاشته بودم که تمام حرکات و رفتار ما را فیلم برداری می‌کرد. این بعنوان یک سلاح در دست من است که اگر از دستوراتم اطاعت نکنی از آن استفاده می‌کنم. شروع به گریه کردم، فریاد می‌زدم مساله به خانواده‌ام مربوط بود؛ ولی او اصرار کرد. اسیرش شدم. مرا از مردی به مردی منتقل می‌کرد و پول می‌گرفت. در حالی خانواده‌ام نمی‌دانستند به زندگی روسپی‌گری منتقل شدم. نوار منتشر شد و به دست پسر عمویم افتاد. پدرم با خبر شد و رسوایی در شهر پخش شد و خانواده‌ ما با ننگ آلوده شدند. فرار کردم تا خودم را نجات دهم. دانستم که پدر و خواهرم از ترس ننگ و بی‌‌آبروئی هجرت کرده‌اند. در میان روسپی‌ها زندگی می‌کردم و این خبیث مثل عروسک مرا حرکت می‌داد. او بسیاری از دختران دیگر را نابود و بسیاری از خانه‌ها را ویران کرده بود، تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. یک روز در حالی خیلی مست بود نزد من آمد. از فرصت استفاده کردم و با چاقو او را کشتم، مردم را از شرش راحت کردم و خودم پشت میله‌ها زندان قرار گرفتم. پدرم در حالی که با حسرت این جمله را زمزمه می‌کرد مرد:‌ حسبنا الله و نعم الوکیل. من تا روز قیامت از تو ناراحتم. منبع: مجموعه طلایی از داستان‌ها (با اندکی ویرایش)


[ یکشنبه 25 مهر 1395 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه زاهدان: مسلمانان در مقابل دسیسه‌های دشمنان با یکدیگر متحد باشند. شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در خطبه‌های این هفته نماز جمعه زاهدان، با اشاره به دسیسه‌های دشمنان برای نابودی اسلام و فرهنگ اسلامی، بر لزوم وحدت و انسجام مسلمانان برای مقابله با این دسیسه‌ها تاکید کردند. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، امام‌جمعه زاهدان در مراسم نماز جمعه (23 مهر 1395) پس از تلاوت آیه «یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون» اظهار داشتند: وقتی آیات قرآن و زندگانی آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم و سایر انبیا و نیز تاریخ اسلام و دیگر ادیان را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که حق همواره در معرض حملات باطل قرار داشته است. بین ایمان و کفر، حق و باطل، توحید و شرک درگیری و کشمکش بوده است، زیرا این جزو طبیعت و سرشت باطل است که تحمل دیدن حق و حقیقت را ندارد و در مقابل آن بی‌تفاوت نمی‌ماند. ایشان در ادامه به هجماتی که دشمنان در طول تاریخ علیه اسلام داشته‌اند اشاره کردند و گفتند: در طول تاریخ اسلام، رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم و قرآن عظیم‌الشأن از سوی یهود و نصارا مورد ظلم و تعدی قرار گرفته است. وقوع جنگ‌هایی مانند بدر، احد و حنین و… بیانگر آن است که دین اسلام همواره مورد تهدید بوده است. دین اسلام نه‌تنها در جزیرة‌العرب، بلکه از سوی رومی‌ها و ایرانی‌های آن زمان، یعنی قیصر و کسری نیز مورد تهدید بوده است. خطیب جمعه زاهدان از دین اسلام به‌عنوان «دین حیات‌بخش» یاد کردند و خاطرنشان نمودند: دشمنان درحالی دین اسلام را تهدیدی برای خود تصور می‌کنند که این دین نه‌‌تنها تهدیدی برای انسانیت نیست، بلکه دین حیات‌بخش است. دین اسلام دین اعتدال و میانه و سراسر رحمت است. دین اسلام برای تمام دنیا، شرق و غرب و دنیایی که دعای پیشرفت و تمدن دارد یک فرصت است. ایشان در ادامه افزودند: اسلام دین جنگ نیست، کسانی‌که اسلام را دین جنگ می‌دانند به‌خوبی این دین را نشناخته‌اند. دین اسلام دنیا را تهدید به جنگ نمی‌کند. این دین فقط یک چیز می‌خواهد و آن اینکه بگذارند حق برای مردم واضح و مشخص شود. دین اسلام هیچ‌کس را مجبور به پذیرش اسلام نمی‌کند. این دین برای استکبار، ظلم، تجاوز و کسانی که منطق گفتمان ندارند و زورگو هستند و ملت‌ها را استثمار می‌کنند و به بردگی می‌کشند تهدید محسوب می‌شود. دین اسلام خطاب به مسلمانان دستور می‌دهد که با کسانی که با شما سر جنگ ندارند و قصد تعامل با شما را دارند، فقط با این عنوان که اینها غیرمسلمان هستند جنگ نکنید. مدیریت دارالعلوم زاهدان خاطرنشان کردند: بررسی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که در صدر اسلام و در دوران آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم اسیران را هرگز نکشته‌اند؛ یا آنها را آزاد کرده‌اند و یا آن‌دسته از اسیرانی که تهدیدی محسوب می‌شدند که اگر آزاد شوند دوباره علیه اسلام می‌جنگند به عنوان «غلام» استفاده شده‌اند و بعدها که اصلاح شده‌اند، آنان را آزاد کرده‌اند. ایشان اظهار داشتند: دین اسلام همواره از سوی انسان‌‌های نفس‌پرست و کسانی که خواهان ضلالت و گمراهی هستند مورد تهدید قرار دارد. به‌همین خاطر خداوند متعال از مسلمانان می‌‌خواهد که در مقابل تهاجم و حملات متجاوزان از اسلام حمایت کنند. دشمنان اسلام با شیوه‌ها، دسیسه‌ها و عناوین گوناگون دنبال نابودی اسلام و مسلمانان هستند. آنان کلماتی مانند «تروریسم» و «افراط‌گرایی» را به زبان می‌آورند و با ادعای مبارزه با تروریسم، به کشورهای اسلامی حمله می‌‌کنند. ایشان در ادامه افزودند: دشمنان در واقع نمی‌خواهند با تروریسم و افراط‌گرایی که تهدیدی برای اسلام و تمام دنیاست، با روشی منطقی و صحیح مبارزه کنند. تروریسم و افراط‌گرایی معلول هستند که علت‌های آنها باید آسیب‌شناسی و مشخص شوند و به‌جای مبارزه با معلول، با علت مبارزه شود. امام‌جمعه زاهدان اظهار داشتند: قدرتهای شرق و غرب در لوای «مبارزه با تروریسم» در واقع می‌خواهد با ایجاد پایگاه‌های نظامی بر قلب جهان اسلام تسلط پیدا کنند تا بتواند علاوه‌بر رسیدن به منافع خود، جهان اسلام را به هر جهتی که می‌خواهد سوق دهند. دشمنان اسلام هیچ‌کدام از فرقه‌‌های اسلامی را نمی‌خواهند چون آنها با اصل اسلام مخالف‌اند. ایشان ادامه دادند: دشمنان اسلام برای مبارزه با بیداری اسلامی و موج اسلام‌خواهی که امروز در جهان گسترش یافته است، سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنان از طریق رسانه، ماهواره، اینترنت و… بیداری اسلامی و شعایر اسلام را مورد هجمه قرار می‌‌دهند. اهانت‌های اخیر به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم و سوزاندن قرآن مجید نمونه‌هایی از عداوت و بغض درونی آنها به دین اسلام است که به نمایش گذاشتند و البته به تعبیر قرآن: «و ما تخفی صدورهم أکبر» آن عداوتی که نسبت به اسلام در دل‌های‌شان مخفی کرده‌اند بیشتر و بزرگتر از این است. حمایت از دین وظیفه مسلمانان است خطیب جمعه زاهدان محفوظ ماندن دین اسلام را به نفع جهان اسلام و تمام بشریت دانستند و گفتند: این به نفع مسلمانان و تمام انسان‌هاست که قرآن و دین اسلام حفاظت شوند و نام الله تعالی و رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم مورد تذکره قرار گیرند. خداوند متعال این دین را به‌وسیله‌ی انسان‌ها محافظت می‌فرماید. عمل به دین و انتشار و حمایت از دین وظیفه مسلمانان است. ایشان لزوم وحدت مسلمانان در شرایط کنونی را مورد تاکید قرار دادند و گفتند: در شرایط کنونی که جهان اسلام از هر سو مورد هجمه دشمنان قرار دارد مسلمانان باید با هم متحد و منسجم باشند. مسلمانان نباید با کسانی که دشمنی‌شان با دین اسلام روشن و واضح است متحد شوند، بلکه باید به منافع خود و دین اسلام بیندیشند. امروز همه‌ی ما وظیفه داریم که با عمل به دستورات دین و انتشار آن در جامعه از دین حفاظت کنیم. خداوند متعال به مسلمانان دینی عنایت کرده است که حق است. اگر ما به دستورات این دین عمل کنیم، نصرت پروردگار با ماست، اما اگر دین خدا را رها کنیم، خداوند نیز ما را رها می‌کند. مدیریت دارالعلوم زاهدان خاطرنشان کردند: مسلمانان باید هوشیار باشند که دین اسلام، علاوه بر غیرمسلمانان، از سوی مسلمان‌نماها نیز مورد تهدید قرار دارد. ما می‌بینیم که امروزه بسیاری از مسلمانان‌نماها با دشمنان اسلام متحد شده‌اند. امروزه ندای قرآن و زبانِ حال رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم آن است که ای مسلمانان! به‌سوی اسلام و شریعت برگردید و زندگی خودتان را مطابق دین اسلام بگذرانید. ندای «إلیّ عباد الله» که در حنین و احد از زبان مبارک رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم اعلام شد، امروز نیز مسلمانان را مورد خطاب قرار می‌دهد. دست‌فروشی بهتر از معامله مواد مخدر است خطیب جمعه زاهدان در پایان سخنان‌شان ضمن تاکید بر دوری از گناهان، «مواد مخدر» را از بزرگترین معضلات جامعه دانستند و گفتند: مواد مخدر برای جامعه مشکلات بسیار زیادی به‌دنبال داشته است. اگر عده‌ای که فریب خوردند و دنبال معامله مواد مخدر رفتند، راه دیگری را انتخاب می‌کردند برای جامعه مفید واقع می‌شدند. ایشان ادامه دادند: اگر افراد، خودشان به مضراتی که مواد مخدر به‌همراه دارد فکر کنند بدون اینکه از مفتی و عالمی سؤال کنند، به حرمت آن پی می‌برند. اگر افراد جامعه لباس کهنه بپوشند، نان خشک بخورند و شغل‌های عادی مانند دست‌فروشی داشته باشند، بهتر از آن است که به راهی روی بیاورند که امینت خود، خانواده و جامعه را سلب می‌کند. بمباران مردم بی‌گناه در یمن و سوریه از دیدگاه ما محکوم است شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان‌شان در مراسم نماز جمعه زاهدان به بمباران‌های اخیر در یمن و حلب اشاره کردند و گفتند: بمباران مراسم عزاداری در یمن به‌شدت ما را آزار داد. در این بمباران تعداد زیادی از کسانی که در این مراسم عزاداری شرکت کرده بودند کشته شدند. این کار نادرستی بود و کسانی که کشته شدند مردم بی‌گناه بودند. ایشان در ادامه افزودند: متاسفانه کار به جایی رسیده است که مردم بی‌گناه و بی‌دفاع در مساجد و یا در مراسم عزاداری مورد حمله قرار می‌گیرند. بمباران پی‌درپی و کشتن مردم بی‌گناه در حلب هیچ توجیهی ندارد. بمباران شهرها و غیرنظامیان با بمب‌های غیرمجاز در یمن و سوریه و کشتن بی‌گناهان از دیدگاه ما مردود و محکوم است. از سپاه سلمان و دادستانی به‌خاطر جلوگیری از تحرکات گروهی افراطی تشکر می‌کنیم امام‌جمعه زاهدان در ادامه‌ی سخنان‌شان با اشاره به خنثی شدن برخی تحریکات افراطیون در ایام محرم، گفتند: جا دارد از عزیزان سپاه سلمان و دادستانی محترم که موفق شدند جلوی یک گروه افراطی و وحدت‌ستیز را که قصد تحریکاتی در استان داشتند بگیرند، تشکر کنیم. ایشان ادامه دادند: ما معتقدیم باید جلوی افراط‌گرایی و تندروی در هر فرقه و قشری که باشد و به وحدت ضربه می‌زند گرفته شود. وقتی ایام محرم فرا می‌رسد ما دغدغه داریم که مشکلاتی پیش نیاید. الحمدلله با همکاری مردم عزیز و بیداری مسئولین ذیربط مشکلی به‌وجود نیامده است. خطیب‌جمعه زاهدان در فرازی از سخنان‌شان درگذشت شیخ طه کمالی‌زاده، از علما و صالحین ارومیه را به عنوان یک ضایعه یاد کردند و ضمن دعای مغفرت و علو درجات برای ایشان، برای خانواده و ارادتمندان ایشان نیز دعای اجر و صبر کردند. مولانا عبدالحمید از راه‌اندازی شرکت هواپیمایی «تفتان‌ایر» که خدمه‌ی آن با لباس محلی (بلوچی) در این شرکت خدمات‌رسانی می‌کنند نیز اظهار خرسندی کردند. امام‌جمعه زاهدان همچنین از عموم مردم خواستند در طرح سرشماری نفوس و مسکن ثبت‌نام کنند.


[ شنبه 24 مهر 1395 ] [ 06:46 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

اقسام شفاعت در قیامت یقین بر احوال و واقعاتی که در روز قیامت پیش می‌آیند و از قرآن مجید و احادیث صحیح ثابت شده‌اند، لازمی است؛ از آن جمله شفاعت است که از بسیاری احادیث صحیح، بلکه با احادیث متواتر ثابت است - و چندی از آن احادیث در بخاری شریف نیز آمده است -. ما در اینجا اقسام آن را بیان خواهیم کرد: ۱- شفاعت کبرى یا شفاعت عامه، که برای همه‌ی اهل محشر است تا حساب و کتاب زودتر شروع شده، از تکلیف و مشقت قیام محشر و پریشانی آنجا رهایی یابند. این شفاعت برای کافر، مشرک، منافق، فاسق، مؤمن و… عام است. این نخستین شفاعت است که اهل محشر، برای آن از انبیای جلیل القدر تقاضای سفارش می‌کنند و پس از عذرخواهی، همه‌ی آنان می‌گویند: ما نمی‌توانیم به شما کمک کنیم، نزد پیامبر آخرالزمان بروید. همه‌ی آن مردم در خدمت نبی الأنبیاء، فخر دو عالَم صلى الله علیه وسلم حاضر می‌گردند. آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم می‌فرماید: آری، من از بارگاه رب العالمین - جَلَّ مَجْدُهُ - اجازه گرفته، پریشانیِ شما را تقدیم خواهم داشت. آن‌گاه آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم از بارگاه محبوبیت اجازه‌ی شفاعت می‌خواهد. از آنجا به ایشان اجازه می‌رسد. در بخاری و مسلم این نیز به صراحت آمده است که: آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم در آن وقت آن صفات و محامدی را برای حق تعالى بیان می‌فرماید که در آنجا به او تلقین می‌گردد و آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم در دنیا آنها را نمی‌دانست. آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم با این محامد و ستایش، در سجده قرار می‌گیرد تا اینكه شأنِ رحمت ویژه‌ی حق تعالى متوجه ایشان شده، می‌فرماید: سر از سجده بردار، آنچه می‌خواهی بگو، سخنت شنیده می‌شود و خواسته‌ات برآورده می‌گردد (بلكه آنچه برای دیگران سفارش می‌کنی، آن نیز پذیرفته می‌شود). این نخستین شفاعت برای همه‌ی اهل محشر است و پذیرفته می‌شود تا حساب و کتاب آنان آغاز شود. ۲- شفاعت خاصه که آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم برای مؤمنان اهل کبایر از امت خویش می‌نماید تا از جهنم بیرون آورده شوند. ۳- برای صالحین امت خویش شفاعت می‌فرماید که بدون حساب، پروانه‌ی ورود به بهشت را دریابند. ۴- برای بسیاری از صلحای امت جهت ترقی درجاتشان شفاعت می‌فرماید. ۵- برای آن دسته از مؤمنان امتِ خویش شفاعت می‌فرماید که از اعمال نیک، تهی‌دست باشند. این آخرین شفاعت آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم است و رب العالمین آنها را به برکت شفاعت آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم، به دست کرم خویش از جهنم بیرون آورده و به بهشت و رضای خویش می‌نوازد. أنوارالباری، ج ٥/ ترجمه مولانا حسین پور


[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 08:22 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

نهضت جهانی دعوت و تبلیغ بدون تردید نهضت دعوت و تبلیغ از مفیدترین و ارزشمندترین جنبش‌هایی است که در تاریخ پر فراز و نشیب اسلامی پدید آمده است. این نهضت یک جنبش دینی، عملی و اصلاحی است که در یک چشم‌انداز اسلام را برای جهانیان تعریف می‌کند و در چشم‌اندازی دیگر مسلمانان را به حرکت و تکاپو وا می‌دارد؛ تا از لحاظ ایمانی و عملی در شرایط مطلوب و ایده‌آلی ادامه حیات دهند. منهج عملی و شیوه کاری‌ این نهضت بسیار پسندیده، مسالمت‌آمیز و ثمربخش است؛ این جنبش اصلاحی و دینی را عالمی از شبه‌قاره هند بنیان نهاد عالمی که مولانا الیاس نام داشت و از بی‌دینی و ضعف عملی مسلمانان طاقتش طاق شده بود و آرام و قرار نداشت و دیگر تحمّل .این وضعیت ناگوار و تاسّف‌آور مسلمانان برای او دشوار بود که باید کاری می‌کرد و از جایی فعالیت‌های این جنبش را آغاز می‌نمود. مولانا الیاس این حرکت را با خلوص نیّت و دلسوزی‌ بی‌مثال آغاز کرد؛ چون از همان ابتـدا رضایت خدا و نشاط عملی مسلمانان مدّنظر بود و انگیزه و همّت کافی نیز وجود داشت. مدّتی نگذشت که این حرکت جهانی شد و به همه نقاط دنیا گسترش یافت و علاوه از مسلمانان همه مردم دنیا از برکات و نتایج آن بهره‌مند شدند و بسیاری از جهل و ناآگاهی دینی و گمراهی نجات یافتند. در شرایط بحرانی کنونی و وضعیت موجود که از یک سو فساد، بی‌اخلاقی‌های اجتماعی، دین‌گریزی، و بی‌توجهی به اجرای احکامات اسلامی و عدم پایبندی به ارزش‌های اخلاقی در جامعه بیداد می‌کند و از جهتی بیگانگی مردم به دین و اخلاق و باورهای ارزشمند دینی -که سلامت روحی و معنوی هر جامعه را ضامن است - در دستور کار مخالفان دین اسلام قرار گرفته است، این نهضت و جنبش مبارک و فعالیت‌های مسالمت‌آمیز آن از اوّلین و اساسی‌ترین نیازهای جوامع اسلامی و غیر اسلامی به حساب می‌آید. چه افرادی به برکت آشنایی با این نهضت، نقطه عطفی در زندگی‌شان رقم خورده است و به زندگی دوباره‌ دست یافته‌اند؛ شاید در ذهن‌مان نمونه‌هایی باشد از کسانی‌که در دام اعتیاد گرفتار بوده‌اند و پس از آشنایی با نهضت دعوت و تبلیغ جذب این دعوت شده‌اند و زندگی‌شان از وضع نامطلوب پیشین متحول گشته است. دست‌اندرکاران این نهضت بسیار فروتنانه اقشار مختلف جامعه را به عمل به احکامات اسلامی و فضایل دینی دعوت می‌دهند و برای همه دل‌ می‌سوزند و برای هدایت و اصلاح همه جهانیان دغدغه دارند؛ هدفی که مصداق تعبیر قرآنی «اخرجت للنّاس» است. با این وجود و با این شیوه کاری بی‌دردسر و بدون آن‌که با کسی و یا گروهی چشم و هم‌چشمی داشته باشند باز هم در معرض انتقادات و بی‌مهری قرار می‌گیرند. اگر بالفرض ضعفی هم باشد در مقابل خوبی‌ها و جنبه‌های مثبت این نهضت ناچیز است و البته جبران آن ممکن است. ممکن است با حضور بیشتر و همکاری بهتر علما با کارکنان این نهضت که قطعا با گرمی تمام از آنان استقبال خواهد شد. و شاید بیشتر مخالفت‌ها و انتقادات که متوجه این نهضت است، توجیه‌ناپذیر باشد و بنابر عدم شناخت کافی از این نهضت ابراز شود. ناگفته نماند: برای ایجاد یک بیداری عظیم اسلامی در میان همه اقشار، حضور پُررنگ و پُرشور همه حرکت‌ها و جماعت‌های اسلامی الزامی و ضروری است؛ چنانکه برخی حرکت‌های اسلامی دیگر به‌نوعی در شیوه‌‌ کاری خود موفق بوده‌اند. به‌طور مثال: اگر جماعت اخوان المسلمین توانسته است در جذب افراد باسواد موفق عمل کند، نهضت دعوت و تبلیغ نیز در زمینه جذب توده مردم به دین واجرای احکامات اسلامی بسیار موفق بوده است؛ تا جائی‌که آثار و نتایج آن برای همه مشهود و غیرقابل انکار است. بکوشیم تا به نوبه‌ی خود در همکاری و هم‌یاری این نهضت مبارک، سهمی داشته باشیم.


[ چهارشنبه 21 مهر 1395 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

هنر زندگی چون او با من دشمن است من هم در فکر دشمنی با او هستم؛ چرا در نبودم از من غیبت می‌کند پس غیبت کردن از او برایم هیچ اشکالی ندارد. تا زمانی‌که او با من صحبت نکند من هم با او صحبت نخواهم کرد. این جملات را وقتی به زبان می‌آوریم که دیگران با ما بدی کنند و یا پشت سرمان حرفی بزند که طبق میل‌مان نباشد. یا چنین کسانی‌که شخصیت‌شان شاکی، منفی و عیب‌جو است با به نمایش‌گذاشتن مشکلات رفتاری خود، ما را نیز به مقابله به مثل و موضع‌گیری همسان به چالش بکشند و در همان مردابی که خود گرفتار هستند، گرفتار کنند. و اما آیا تا کنون با خود اندیشیده‌ایم اگر کسانی هستند که در رابطه با ما بد می‌اندیشند و یا بد می‌گویند نباید آشفته شویم و زود از کوره در بریم و خلاصه آن‌که ما هم مثل آنها شویم با بروز همان رفتار و شخصیت نامطلوبی که ابتداءً به سبب همان تحریک شده‌ایم؛ نباید عملکرد نامناسب دیگران در طرز فکر و نوع نگرش و نحوه تصمیم‌گیری‌های ما دخیل باشد و یا نوع آن‌را تعیین کند. اگر «هر چه او کند من هم همان را خواهم کرد» را به عنوان یک اصل در زندگی پیاده کنیم رنگ آرامش و آسایش را نخواهیم دید و نفرت و حسادت و پریشانی در وجود و نهاد ما ریشه می‌دواند؛ این شیوه تفکـر از زبان شریعت نیز نکوهش شده‌ است. پیامبر صلی‌الله علیه و سلم فرموده است: «لا تَكُونُوا إمَّعةً، تَقولونَ: إن أحسَنَ الناسُ أحسَنّا، و إن ظَلَمُوا ظَلَمنا! و لكنْ وَطِّنُوا أنفُسَكُم إن أحسَنَ الناسُ أن تُحسِنُوا، و إن أساؤوا أن لا تَظلِمُوا.» "دنباله‌رو و بى‌اراده نباشید كه بگویید: اگر مردم خوبى كردند ما هم خوبى مى‌كنیم و اگر ظلم كردند ما هم ظلم مى‌كنیم. بلكه خود را به این خصلت عادت دهید، اگر مردم خوبى كردند شما خوبى كنید و اگر بدى كردند شما ظلم نكنید." چون همیشه افرادی که از لحاظ رفتاری و شخصیتی مشکل دارند به دنبال بدگویی از دیگران و تخریب افراد هستند و البته "حسادت را نیز در این باب سهمی است." در دنیایی که نگرش‌ها و طبایع بشری متفاوت هستند، نباید انتظار داشت همه فرشته‌گونه و طبق انتظار ما رفتار کنند. به جای حرص‌‌خوردن و پریشانی برای بدرفتاری‌ها و تحرکات منفی دیگران بهتر است همان انرژی و نیرو را در مسیر تعالی و پیشرفت خود بکار ببریم تا هر که خشنود می‌شود راضی‌تر گردد و آنکه حسادت می‌ورزد حسابش با خودش. و اما اگر بخواهیم احساس بهتری به ما دست دهد یک گام فراتر بگذاریم و کسانی را که در پی‌ تحقیر و بدگویی ما هستند ببخشیم و در مقابل بدی‌های آنان نیکی کنیم. بخشش اشتباهات دیگران و بدی را با نیکی جواب دادن، ممکن است قدری دشوار و دردناک باشد، اما این طرز برخورد و اندیشه‌ی زیبا آرامش بی‌پایانی را در پی خواهد داشت. در آیینه‌ی قرآن نیکی با بدی، دشمن را به دوست بدل می‌کند. «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ.» "نیکی با بدی یکسان نیست، پس تو بدی‌های مردم را با بهترین شیوه دفع کن تا آن کسی که بین تو و او دشمنی هست، چنان شود که گویی دوستی مهربان است." و این مقوله زیباست: « اگر نمی‌توانی اشتباهات دیگران را ببخشی از کوچکی روح توست نه از بزرگی اشتباه دیگـران» و نیز آنچه را که شاعر عرب زبان می‌گوید: احسن الی الناس تستعبد قلوبهم فطالـما استعبد الانسان احسـان ‌"به مردم نیکی کن تا دل‌های‌شان را به بردگی بکِشی چرا که نیکی انسان را اسیر خود می‌گرداند." هنر زندگی چون او با من دشمن است من هم در فکر دشمنی با او هستم؛ چرا در نبودم از من غیبت می‌کند پس غیبت کردن از او برایم هیچ اشکالی ندارد. تا زمانی‌که او با من صحبت نکند من هم با او صحبت نخواهم کرد. این جملات را وقتی به زبان می‌آوریم که دیگران با ما بدی کنند و یا پشت سرمان حرفی بزند که طبق میل‌مان نباشد. یا چنین کسانی‌که شخصیت‌شان شاکی، منفی و عیب‌جو است با به نمایش‌گذاشتن مشکلات رفتاری خود، ما را نیز به مقابله به مثل و موضع‌گیری همسان به چالش بکشند و در همان مردابی که خود گرفتار هستند، گرفتار کنند. و اما آیا تا کنون با خود اندیشیده‌ایم اگر کسانی هستند که در رابطه با ما بد می‌اندیشند و یا بد می‌گویند نباید آشفته شویم و زود از کوره در بریم و خلاصه آن‌که ما هم مثل آنها شویم با بروز همان رفتار و شخصیت نامطلوبی که ابتداءً به سبب همان تحریک شده‌ایم؛ نباید عملکرد نامناسب دیگران در طرز فکر و نوع نگرش و نحوه تصمیم‌گیری‌های ما دخیل باشد و یا نوع آن‌را تعیین کند. اگر «هر چه او کند من هم همان را خواهم کرد» را به عنوان یک اصل در زندگی پیاده کنیم رنگ آرامش و آسایش را نخواهیم دید و نفرت و حسادت و پریشانی در وجود و نهاد ما ریشه می‌دواند؛ این شیوه تفکـر از زبان شریعت نیز نکوهش شده‌ است. پیامبر صلی‌الله علیه و سلم فرموده است: «لا تَكُونُوا إمَّعةً، تَقولونَ: إن أحسَنَ الناسُ أحسَنّا، و إن ظَلَمُوا ظَلَمنا! و لكنْ وَطِّنُوا أنفُسَكُم إن أحسَنَ الناسُ أن تُحسِنُوا، و إن أساؤوا أن لا تَظلِمُوا.» "دنباله‌رو و بى‌اراده نباشید كه بگویید: اگر مردم خوبى كردند ما هم خوبى مى‌كنیم و اگر ظلم كردند ما هم ظلم مى‌كنیم. بلكه خود را به این خصلت عادت دهید، اگر مردم خوبى كردند شما خوبى كنید و اگر بدى كردند شما ظلم نكنید." چون همیشه افرادی که از لحاظ رفتاری و شخصیتی مشکل دارند به دنبال بدگویی از دیگران و تخریب افراد هستند و البته "حسادت را نیز در این باب سهمی است." در دنیایی که نگرش‌ها و طبایع بشری متفاوت هستند، نباید انتظار داشت همه فرشته‌گونه و طبق انتظار ما رفتار کنند. به جای حرص‌‌خوردن و پریشانی برای بدرفتاری‌ها و تحرکات منفی دیگران بهتر است همان انرژی و نیرو را در مسیر تعالی و پیشرفت خود بکار ببریم تا هر که خشنود می‌شود راضی‌تر گردد و آنکه حسادت می‌ورزد حسابش با خودش. و اما اگر بخواهیم احساس بهتری به ما دست دهد یک گام فراتر بگذاریم و کسانی را که در پی‌ تحقیر و بدگویی ما هستند ببخشیم و در مقابل بدی‌های آنان نیکی کنیم. بخشش اشتباهات دیگران و بدی را با نیکی جواب دادن، ممکن است قدری دشوار و دردناک باشد، اما این طرز برخورد و اندیشه‌ی زیبا آرامش بی‌پایانی را در پی خواهد داشت. در آیینه‌ی قرآن نیکی با بدی، دشمن را به دوست بدل می‌کند. «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ.» "نیکی با بدی یکسان نیست، پس تو بدی‌های مردم را با بهترین شیوه دفع کن تا آن کسی که بین تو و او دشمنی هست، چنان شود که گویی دوستی مهربان است." و این مقوله زیباست: « اگر نمی‌توانی اشتباهات دیگران را ببخشی از کوچکی روح توست نه از بزرگی اشتباه دیگـران» و نیز آنچه را که شاعر عرب زبان می‌گوید: احسن الی الناس تستعبد قلوبهم فطالـما استعبد الانسان احسـان ‌"به مردم نیکی کن تا دل‌های‌شان را به بردگی بکِشی چرا که نیکی انسان را اسیر خود می‌گرداند."


[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

مولانا گرگیج در مراسم نماز جمعه آزادشهر: اهل‌سنت برای هیچکدام از بزرگان اسلام مراسم عزاداری برگزار نمی‌کند مولانا محمدحسین گرگیج با بیان اینکه «محبت اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم همواره در دل اهل‌سنت موج می‌زند»، برگزاری مراسم عزاداری و سینه‌زنی را در مذهب اهل‌سنت ناجایز دانست و خواهان عدم پخش مراسمی مبنی بر عزاداری و سینه‌زنی اهل‌سنت از صداوسیما شد. به گزارش سنی‌آنلاین به نقل از پایگاه خبری دفتر مولانا گرگیج، ایشان در مراسم نمازجمعه‌ی آزادشهر (16 مهر 1395) اظهار داشت: اهل‌سنت نسبت به حضرت حسین و اهل‌بیت رضی‌الله‌عنه ارادت خاصی دارند. محبت اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم همواره در دل اهل‌سنت موج می‌زند. اگر به شناسنامه‌های شهروندان اهل‌سنت توجه کنید در بین‌شان نام‌هایی همچون حسن، حسین، فاطمه و زینب مشاهده می‌شود و این موضوع بیان‌گر محبت است. امام‌جمعه‌ی اهل‌سنت آزادشهر در ادامه افزود: اهل‌سنت به این نام‌ها افتخار می‌کنند؛ پس انصاف نیست که اهل‌سنت را نسبت به آنان بی‌تفاوت جلوه دهند و بگویند پیرو اهل‌بیت رضی‌الله‌عنه نیستند. محبت اهل‌بیت رضی‌الله‌عنه در دوستی قلبی و پیروی از سیره‌ی آنان است. حضرت حسین رضی‌الله‌عنه نماز ظهر را در روز عاشورا با جماعت اقامه کردند و به ما آموختند که همواره بر نماز جماعت پایبند باشیم. عضو مجمع فقهی ایران نگرش اهل‌سنت به واقعه کربلا را مورد اشاره قرار داد و گفت: ما هنگامی‌که به یاد صحنه‌ی کربلا و مظلومیت حضرت حسین رضی‌الله‌عنه می‌افتیم، بی‌اختیار اشک‌مان جاری می‌شود. در کتب عقیدتی اهل‌سنت، یزید و همراهانش هیچ جایگاهی ندارند. ایشان در ادامه با بیان اینکه «در مذهب اهل‌سنت مراسم عزا و سینه‌زنی مرسوم نیست» تصریح کرد: اهل‌سنت برخلاف برادران شیعه برای هیچ‌یک از بزرگان اسلام مراسم عزاداری برگزار نمی‌کند و این‌گونه مسائل در بین‌شان مرسوم نیست. لذا اگر کارمند، سرباز و یا زندانی اهل‌سنت در چنین مراسمی شرکت نکرد، به‌معنای عدم محبت وی با اهل‌بیت رضی‌الله‌عنهم نیست. مدیر دارالعلوم فاروقیه‌ی گالیکش خطاب به صداوسیما نیز توصیه کرد: بنده از صداوسیما می‌خواهم مراسمی مبنی بر عزاداری و سینه‌زنی اهل‌سنت نشان ندهد. اگر اشخاصی نیز چنین عملی انجام دادند در واقع برخلاف مذهب خود عمل کرده‌اند؛ زیرا اهل‌سنت به روش برادران شیعه مراسم عزاداری برگزار نمی‌کند. استاد تفسیر دارالعلوم فاروقیه گالیکش در ادامه گفت: مسائلی که در بین اهل‌سنت مرسوم نیست را به پیروان این مذهب نسبت ندهید؛ همان‌گونه که برادران شیعه طبق عقیده‌ی خود برگزاری نماز تراویح را که فقط آیات قرآن در آن تلاوت می‌شود ناجایز می‌دانند، در مذهب ما هم عزاداری ناجایز است. عالم برجسته‌ی اهل‌سنت کشور با تأکید بر حفظ وحدت اسلامی و احترام به عقاید یکدیگر ابراز داشت: نزد اهل‌سنت نماز تروایح سنت مؤکده است، ولی برادران شیعه آن را ناجایز و حرام می‌دانند، ما نیز به عقیده‌ی آنان احترام می‌گذاریم و آنان را زیر سؤال نمی‌بریم؛ پس آنها هم ما را ملزم به شرکت در مراسم عزاداری و یا متهم به عدم محبت با اهل‌بیت رضی‌الله‌عنهم نکنند. فلسفه‌ی قیام حضرت حسین رضی‌الله‌عنه آزادمنشی و حُریت اسلامی بود خطیب جمعه‌ی اهل‌سنت آزادشهر در بخش دیگری از خطبه‌های نماز جمعه آزادشهر به تبیین فضایل و فلسفه‌ی قیام حضرت حسین رضی‌الله‌عنه پرداخت و خاطرنشان ساخت: تمام کتب معتبر اهل‌سنت مملو از فضایل حضرت حسین رضی‌الله‌عنه است؛ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم محبت زیادی با حسنین رضی‌الله‌عنهما داشتند و همواره آنان را بر دوش مبارک خودشان قرار می‌دادند. رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرموده‌اند که حضرت حسن و حسین رضی‌الله‌عنه سرور و سالار جوانان بهشت هستند و همچنین می‌فرمایند: «حسین مِنّی و أنا مِن حسین»؛ حسین از من است و من از حسین هستم. مولانا گرگیج ادامه داد: فلسفه‌ی قیام حضرت حسین رضی‌الله‌عنه آزادمنشی، آزادمردی و نمایش حُریت اسلامی بود. پیام قیام امام حسین آن است که اگر ظالمی با زور و تزویر قصد فرمانروایی بر مسلمانان را داشت، باید در مقابل او قیام کرد. مدیر دارالعلوم فاروقیه‌ی گالیکش با تأکید بر مبارزه با «ظلم و استبداد» بیان داشت: در هرجایی که در حق کسی اجحاف شد و یا ظلمی صورت گیرد، باید با آن مبارزه شود. حضرت حسین رضی‌الله‌عنه با قیام خویش مبارزه با استبداد را تا قیامت به ما تعلیم داد. شهادت حضرت حسین رضی‌الله‌عنه بعد از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم و خلفای راشدین رضی‌الله‌عنهم، بزرگ‌ترین مصیبت جهان اسلام است. ایشان همچنین با اشاره به بی‌کفایتی یزید در فرمانروایی حکومت اسلامی و قیام حضرت حسین رضی‌الله‌عنه در برابر او تصریح کرد: حضرات عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن زبیر، عبدالرحمن بن ابوبکر و حسین بن علی رضی‌الله‌عنهم اجمعین اشخاصی بودند که هرگز با یزید بیعت نکردند و مخالف حکومت وی بودن د. آنان یزید را برای فرمانروایی مسلمانان بی‌کفایت و نالایق می‌دانستند. استاد تفسیر دارالعلوم فاروقیه‌ی گالیکش در پایان اظهاراتش افزود: اهل کوفه نیز نسبت به حضرت حسین رضی‌الله‌عنه خیانت و بی‌وفایی کردند و به‌خاطر دنیا، دین و وجدان اسلامی را زیرپا گذاشتند و سبب شهادت اولاد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم شدند. آنان به‌ظاهر طرفدار حضرت حسین رضی‌الله‌عنه بودند، اما به سبب تطمیع و تهدید، ایشان را در میدان نبرد حق علیه باطل رها کردند.


[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

حکم روزه روز عاشورا سوال: روزه روز دهم محرم که معروف به روز «عاشورا» است، چه حکمی دارد؟ جواب: آنحضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم روز دهم محرم – عاشورا- را روزه می‌گرفتند و صحابه را نیز به آن تشویق می‌نمودند، که در کتب حدیث روایات متعددی در این مورد وجود دارد؛ عن أبی قتادة: أن النبی صلى الله علیه و سلم قال: «صیام یوم عاشوراء إنی أحتسب على الله أن یكفر السنة التی قبله» «روزه دهم ماه محرم، من گمان می‌کنم که خداوند گناه‌های یک سال گذشته را معاف بفرماید.» (صحیح مسلم، کتاب الصوم) عَنْ بَعْضِ أَزْوَاجِ النَّبِىِّ- صلى الله علیه وسلم- قَالَتْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ- صلى الله علیه وسلم- یَصُومُ تِسْعَ ذِى الْحِجَّةِ وَیَوْمَ عَاشُورَاءَ وَثَلاَثَةَ أَیَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ. از بعضی از همسران آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم روایت شده است که آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم روز نهم ذی‌الحجة (روز عرفه)، روز عاشورا و 3 روز در هر ماه را روزه می‌گرفتند. البته با توجه به اینکه یهود فقط روز عاشورا را روزه می‌گیرند، مسلمانان باید به خاطر تمایز از آنها روز نهم و دهم یا دهم و یازدهم را روزه بگیرند. از روایات حدیث و اقوال شارحین و فقها نیز همین فهمیده می‌شود. حدیثی در سنن ترمذی با این مضمون آمده است: عن ابن عباس: قال أمر رسول الله صلى الله علیه و سلم بصوم یوم عاشوراء، یوم العاشر. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم ما را به روزه روز عاشورا امر می‌فرمود. امام ترمذی در توضیح این روایت می‌فرماید: «روی عن ابن عباس أنه قال صوموا التاسع والعاشر وخالفوا الیهود.»؛ از ابن عباس روایت شده است که فرمود: روز نهم و دهم را روزه بگیرید، (و به این ترتیب) با یهود مخالفت کنید.) همچنین در روایتی دیگر در سنن ابوداود آمده است: عن عبدالله بن عباس قال: حین صام النبی صلی الله علیه وسلم یوم عاشوراء و أمرنا بصیامه قالوا: یا رسول الله إنه یوم تعظمه الیهود والنصاری. فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم: «فإذا کان العام المقبل صمنا یوم التاسع.» فلم یأت العام المقبل حتی توفی رسو الله صلی الله علیه وسلم. حضرت عبدالله بن عباس رضی‌الله‌عنهما می‌فرماید: زمانی که آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم روز عاشورا را روزه می‌گرفت و ما را نیز به روزه این روز دستور می‌داد، (صحابه) عرض کردند: ای رسول خدا! این روز (عاشورا)، روزی است که یهود و نصارا نیز آن را گرامی می‌دارند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «سال آینده روز نهم را هم روزه می‌گیریم» اما هنوز سال آینده نیامده بود که آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم رحلت فرمودند. منبع: فصلنامه ندای اسلام، شماره:12-13، ص:91 ( با مقداری اضافات) @islamdinjavidan


[ یکشنبه 18 مهر 1395 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ

وبلاگی متفاوت بانوشته هاوحکایت های زیبا
نویسندگان
نظر سنجی
نظرشمادوستان درموردوبلاگ اسلام دین جاویدان چیست؟





صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
09140160920