تبلیغات
اسلام دین جاویدان

اسلام دین جاویدان
آفاق هاگردیده ام مهربتان ورزیده ام بسیارخوبان دیده ام اماتوچیزدیگری

دیدار علمای سراوان با علمای ایرانشهر در مرکز جماعت تبلیغ ایرانشهر هیئتی 17نفره از سراوان متشکل از 9نفر مولوی و 8نفر فعال جماعت تبلیغ با همراهی مولانا حافظ محمدکریم صالح شامگاه پنج‌شنبه (27آبان1395) با علمای شهرستان ایرانشهر دیدار و گفت‌وگو کردند. در این نشست مولوی محمدصالح هونَک‌زهی، استاد حدیث دارالعلوم زنگیان سراوان در مورد کار دعوت و اهمیت آن سخنانی ایراد کردند. ایشان با تلاوت آیه ﴿ قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ ﴾ گفتند: در این آیه خداوند متعال می‌فرماید: ای پیامبر، بگو این راه من است که به سوی الله با بصیرت و حکمت دعوت می دهم. خداوند اینجا سایر عبدات مثل نماز، روزه و حج را ذکر ننمود و فقط دعوت را بیان کرد؛ زیرا دیگر عبادات فردی هستند و نفع‌شان به خود فرد برمی‌گردد اما نفع دعوت متعدی است و به دیگران می‌رسد. در حدیث آمده وقتی بنده در فکر کمک به برادرش است، خداوند او را نیز کمک می‌کند. دعوت نیز یک نوع کمک است. استاد حدیث دارالعلوم زنگیان سراوان با اشاره به اهمیت دعوت اظهار داشت: با انجام دادن کار دعوت، دروازه سیئه مسدود و دروازه حسنه وسیع می‌شود. پیامبر در حجة الوداع به صحابه ماموریت دادند که این دین را به دیگر انسان‌ها برسانند. فردی که نائب یک مسئول است چقدر فخر می‌کند. ما نائب رسول الله هستیم و باید بر این چیز فخر کنیم. ایشان رابطه با الله و رابطه بندگان را دو رکن دعوت دانسته گفتند: رابطه با خدا به وسیله دو چیز امکان‌پذیر است: تقوا و احسان و رابطه با مخلوقات با نصیحت و خیرخواهی می‌شود. اگر می‌خواهیم اعمال و سنت‌های رسول الله در زندگی انسان‌ها پیاده شود باید به امر دعوت چنگ بزنیم. مولوی محمدصالح در پایان با بیان اینکه هدف از یادگیری علم انجام دادن کار دعوت است گفت: الله به ما علم داده است تا داعی شویم. این علم باید به طور صحیح استعمال شود. اقتضای علم این است که مقام خداوند را بشناسیم. ذاتی که علم را به من داده باید مقام او را بشناسم، خود را بزرگ ندانیم؛ زیر بزرگی فقط از آن خداست. اولین مقتضای علم این است که تو را به مقام بندگی برساند. اگر درنماز هستی و حواست جای دیگر است پس تو مقام پروردگارت را نشناخته‌ای. بعد از شناختن مقام پروردگار باید به آن وفادار باشیم. در بلوچی ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: یک لیوان آب بخور و صد سال وفا کن. وفاداری ما کجاست؟ حضرت ابوبکر هنگام ارتداد عرب‌ها گفت: آیا در دین، نقص بیاید و من زنده باشم؟ وفاداری ما باید چنین باشد. اقتضای سوم علم، فرمان‌برداری در تمام احکام الله و سنت‌های رسول الله است. گفتنی‌ست این هیئت صبح پنج شنبه از مدارس و مکاتب شهرستان ایرانشهر بازدید به عمل آورده و جمعه 28آبان ایرانشهر را به مقصد سراوان، ترک کرد.


[ یکشنبه 30 آبان 1395 ] [ 07:28 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

درباره "فاتح 1435" سلطان محمد دوم ملقب به محمد فاتح هفتمین و یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان دولت عثمانی بود.محمد فاتح دارای شخصیتی منحصر به فرد و جامع بین قدرت و عدالت بود.(1) او دوستدار و همنشین علما بود و به سبب همین مجالست بعضی از احادیثی را که بر تعریف فاتح قسطنطنیه پرداخته بود یاد گرفته بود. مانند حدیثی که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لتفتحن القسطنطینیة على ید رجل فلنعم الأمیر أمیرها، و لنعم الجیش ذلك الجیش.» [مسند امام احمد] ( شما حتما قسطنطنیه را توسط مردی فتح خواهید کرد که بهترین امیر، امیر آن لشکر و بهترین لشکر نیز همان لشکر خواهد بود.) سلطان محمد فاتح تلاش های زیادی به خاطر برنامه ریزی برای فتح قسطنطنیه و تقویت لشکرعثمانی با نیروی انسانی کرد، به طوری که تعداد نیروهای لشکرش به 250هزار نفر می رسید در بُعد آمادگی در زمینه تاکتیک جنگی بزرگترین گام را با تصمیم ایجاد قلعه "رومل حصار" در قسمت شمالی تنگه "بسفور" در مقابل قلعه ای که در زمان سلطان بایزید در آسیا درست کرده بود، برداشت. وی همچنین اسلحه لازم برای عملیات را نیز آماده کرد. از جمله این سلاحها توپ بود که اهمیت زیادی نزد سلطان داشت، به طوری که مهندس ماهری به نام "اوربان" را که مهارت خاصی در ساخت توپ داشت، استخدام کرد و تمام مایحتاج او را مهیا نمود. مهندس اوربان توانست توپهای زیادی درست کند، منجمله توپ مشهور سلطان که وزنش به صدها تُن می رسید. محمد فاتح توجه خاصی نیز به ناوگان عثمانی داشت و سعی داشت با تقویت آن بتواند نقش موثری در هجوم بر قسطنطنیه که یک منطقه دریایی است و محاصره آن بدون نیروی دریایی کامل نمی شود، داشته باشد. در تاریخ آمده است که تعداد کشتی هایی که برای این کار آماده شدند 400 کشتی بود. سپس سلطان حمله را آغاز کرد و توانست در 27 ربیع الاول 857 هـ. ق، مطابق با 6 آوریل 1453میلادی، به آنجا برسد. او قسطنطنیه را از خشکی با 250هزار جنگجو و از دریا با 420 قایق جنگی محاصره کرد. رعب و وحشت بر مردم شهر سایه افکند زیرا آنها فقط 5هزار نیروی دفاعی داشتند که بیشترشان نیز نیروهای بیگانه بودند. بدین ترتیب محاصره تا 53 روز که عثمانی ها به صورت پیاپی بر شهر توپ و آتش می بارانیدند ادامه پیدا کرد. (مصر والعالم المائة، 314و315، الهلال- مصر) در ادامه نیز توپهای جنگی منجمله توپ مشهور سلطان را که در مقابل باب العثمانی نصب کرده بود به میدان آورد. عثمانی ها در ابتدا از رسیدن به تنگه "القرن الذهبی" (شاخ طلایی) عاجز ماندند، چرا که زنجیرهای بزرگ نصب شده در این تنگه مانع ورود کشتی ها به داخل تنگه می شد و کشتی هایی را که خواهان ورود بودند درهم می شکست. بالاخره سربازان عثمانی توانستند در 18 آوریل با ایجاد شکافی در دیوارها در وادی "لیکوس" از طرف غربی دیوارها، حصار را بشکنند، با ایجاد سوراخ در دیوار، سربازان به سرعت شروع به داخل شدن در شهر کردند و همچنین تلاش می کردند تا با ایجاد حفره های دیگر، کار ورود به شهر را آسانتر کنند، ولی سربازان رومی در راه دفاع از شهر از خود فداکاری عجیبی نشان دادند که باعث شد درگیری بدون هیچ نفعی برای طرفین ادامه پیدا کند. عثمانی ها در مقابل عبور از حصار دیواری که بین آنها بود نیز ابتکارات زیادی به خرج دادند؛ آنها تونلهای عمیقی برای رسیدن به داخل شهر حفر کردند به طوری که ساکنین شهر و حتی شخص پادشاه با شنیدن صدای عجیب که از داخل زمین به گوش می رسید و یافتن مکان صدا بر ترفند عثمانی ها پی برده بودند. ساختن قلعه بزرگی از چوب با سه طبقه مجزّا یکی دیگر از ابتکارات عثمانی ها بود. این قلعه، که ارتفاع آن از دیوار مانع بزرگتر بود و جهت جلوگیری از احتراق آن توسط پارچه های خیس شده پوشیده شده بود و هر طبقه آن مملو از نیروی جنگی و سرباز بود، کمک کرد تا آنها بتوانند به راحتی هر کسی را که بر بالای حصار بود مورد هدف قرار دهند. فتح قسطنطنیه سلطان محمد فاتح، روز یکشنبه 18جمادی الاولی، مطابق با 27 می، دستور داد تا سربازان به دعا و زاری و تقرب به خداوند مشغول شوند تا خداوند کار فتح قسطنطنیه را آسان کند. خودش نیز در همان روز به بررسی حصارهای شهر و وضعیت هجوم و حالات مدافعین شهر پرداخت. ساعت یک بامداد سه شنبه 20جمادی الاولی 857هـ. ق بود که دستور هجوم کلی به شهر داده شد، صدای تکبیر مسلمانان، در حالی که به طرف دیوارها می شتافتند، به آسمانها بلند شد و ترس بر ساکنین شهر مستولی گشت، به طوری که ناقوس های کلیساها را به صدا درآوردند. با طلوع خورشید در روز 30 می 1453مجاهدین با دقت بیشتر به تعیین مواقع دشمن می پرداختند، فشارها در این روز بیشتر و بیشتر شد به طوری که امپراطور قسطنطین به طور مشخص و با همکاری "جستنیان"- یکی از فرماندهان جنگی روم- به دفاع از دره لیکوس مشغول شد. عثمانی ها فشارهای خود را بر قسمت دیگر شهر از طرف دروازه "ادرنه" نیز مضاعف کردند و توانستند با سرنگون کردن مدافعین رومی بر تعدادی از برجها استیلا پیدا کنند و پرچم عثمانی را بر بلندای آنها به اهتزاز درآورند. ظهر همان روز، یعنی سه شنبه 20جمادی الاولی 857هـ.ق سلطان در وسط شهر در حالی که سربازانش گرداگرد او جمع شده بودند، به ایراد سخنرانی پرداخت و به آنها فتحی را که رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر آن را داده بود تبریک گفت و دستور داد تا با مردم با نرمی برخورد کنند و آنها را از کشتن مردم به شدت برحذر داشت. سپس از مرکب خود پیاده شد و از روی تواضع و برای به جا آوردن شکر و سپاس الهی، بر زمین سجده کرد. سلطان محمد فاتح، پس از فتح قسطنطنیه، به نصرانی‏ها آزادی کامل در برگزاری مراسم دینی و انتخاب بزرگان دینی که حق فیصله مسائل را داشتند، داد. بدین ترتیب سلطان محمد فاتح توانست با یک کار افسانه ای و خارق العاده و با توکل بر خدا و عزم و اراده قوی و اصرار بر اینکه بتواند همان شخصی باشد که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به آن اشاره کرده بود، به پیروزی برسد. به راستی که سلطان محمد فاتح، طبق شهادت و گواهی این فرموده آنحضرت صلی الله علیه وسلم، "بهترین امیر و فرمانده" و لشکر تحت امر او "بهترین لشکر" می باشند.


[ شنبه 29 آبان 1395 ] [ 07:52 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

نشست معارفه‌ی دانشجویان جدیدالورود دانشگاه‌های زاهدان برگزار شد نشست معارفه‌ی دانشجویان اهل‌سنت دانشگاه‌های زاهدان با همکاری دفتر اموردانشجویی دارالعلوم زاهدان، امشب 13 آبان 1395، در مسجد جامع مکّی برگزار شد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سنی‌آنلاین، در این مراسم اساتید حوزه و دانشگاه، اعضای شورای شهر زاهدان و دانشجویان دانشگاه‌های مختلف زاهدان، حضور داشتند. این نشست با تلاوت قرآن مجید توسط ابراهیم نیکوکار، دانشجوی دانشگاه ملی زابل، آغاز شد. شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی و دکتر محمدعثمان حسین‌بر استاد دانشگاه سیستان و بلوچستان، سخنرانان اصلی این نشست بودند. دکتر محمدعثمان حسین‌بر طی سخنانی با تشکر و قدردانی از دست‌‌اندرکاران این نشست، «دین» و «علم» را از ضرورت‌ها و نیازهای اصلی بشر عنوان کرد و بر ضرورت ایجاد تعادل و هماهنگی میان آنها تاکید کرد. دکتر حسین‌بر ورود علما و طلاب را به دانشگاه و دانشگاهیان را به حوزه اتفاقی مبارک عنوان کرد. ایشان همچنین بر لزوم استفاده از ظرفیت حوزه‌های علمیه و نفوذ علما در راستای پرکردن خلأهای آموزشی تاکید کرد. این استاد دانشگاه در پایان از آمار پایین دانش‌آموزان بومی در مدارس برتر مانند تیزهوشان و مدارس دانشگاه ابراز تاسف کرد. مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی در جمع دانشجویان زاهدان، علم و دانش را یکی از نعمت‌های خداوند متعال عنوان کرد و دانشجویان را به شکرگزاری این نعمت فراخواند. رئیس دارالإفتای دارالعلوم زاهدان با اشاره به اوضاع نگران‌کننده‌ی جهان، بر لزوم خودشناسی و بیداری جوانان و شناخت طرح‌ها و برنامه‌های دشمنان تاکید کرد. مفتی قاسمی در پایان دانشجویان را به ارتباط مستحکم با قرآن، ارتباط با انسان‌های نیک و صالح، ارتباط با سیرت پیامبر و پایبندی بر اعمال و دعا، توصیه کرد. شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحیمد در این نشست با اشاره به اهمیت علم و دانش اظهار داشتند: بشر بدون علم و دانش به‌جایی نمی‌رسد. ارزش انسان با علم است. خداوند متعال بعد از اینکه به آدم علیه‌السلام، علم داد، فرشتگان را دستور داد که او را سجده کنند. طبق نظر برخی مفسران خداوند متعال جزئیات تمام علوم را به حضرت آدم عطا کرد. ایشان با اشاره به ضرورت انسان‌ها به علم، خاطرنشان کردند: برای بهره گرفتن از دنیا نیاز به علم داریم. دنیا برای انسان آفریده شده است، باید آن را بسازد. مدیر دارالعلوم زاهدان با تاکید بر ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه بیان داشتند: حوزه‌ علمیه و دانشگاه برای ما تفاوتی ندارند. بسیاری از علما و اساتید حوزه در دانشگاه تحصیل می‌کنند. امام جمعه اهل‌سنت زاهدان دانشجویان را به تلاش و جدّیت در راه کسب علم، پیروی از دستورات خدا، پرهیز از گناهان، اقامه‌ی نماز با جماعت و شرکت در مراسم نمازجمعه توصیه کردند. دعا، اجرای سرود توسط گروه سرود «ندای توحید»، نشست‌ منطقه‌ای دانشجویان و صرف شام از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.


[ شنبه 15 آبان 1395 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

یکی از محققان سرشناس جهان اسلام درگذشت شیخ شعیب ارناؤوط، از نویسندگان و محققان برجسته نسخه‌های خطی اسلامی، شامگاه پنج‌شنبه (6 آبان 1395) در سن 88 سالگی در اردن دار فانی را وداع گفت. شیخ شعیب ارناؤوط در سال ۱۹۲۸ در شهر دمشق دیده به جهان گشود و در سایه والدینش، پرورشی دینی یافت. شیخ ارناؤوط علوم ادبیات عرب و کتاب‌های شرح ابن عقیل و کافیه ابن حاجب، مفصل زمخشری، شذورالذهب ابن هشام، اسرارالبلاغة و دلائل الإعجاز جرجانی را از اساتید و علمای برجسته‌ی دمشق همچون شیخ صالح الفرفور و شیخ عارف دوجی فرا گرفت. شیخ ارناؤوط پس از فراگیری ادبیات عرب، به فراگیری فقه اسلامی پرداخت و از علمای زیادی کسب فیض کرد. وی مدت هفت سال به آموختن فقه مشغول بود و در کنار آن، اصول فقه، تفسیر قرآن و مصطلح الحدیث و کتاب‌های اخلاقی را نیز فرا می‌گرفت. شیخ ارناؤوط در سال 1958م. در «المکتب الإسلامی» دمشق مشغول کار شد و به مدت ۲۰ سال ریاست بخش تحقیق و تصحیح این مکتب را بر عهده داشت. در طول این مدت کار تحقیق بیش از ۷۰ جلد از کتاب‌های مهم در علوم مختلف توسط شیخ ارناؤوط یا زیر نظر وی انجام گرفت. شیخ ارناؤوط از سال ۱۹۸۲م به بعد ریاست بخش تحقیق میراث علمی موسسه الرسالة را برعهده گرفت و در این مرکز علمی نیز خدمات علمی ـ تحقیقی بسیار مهمی را به سرانجام رساند. کتاب‌هایی که شیخ شعیب ارناؤوط رحمه‌الله در «المکتب الإسلامی» روی آنها تحقیق کرده است عبارتند از: شرح السنة للبغوی (۶ جلد)، روضة الطالبین للنووی- با همکاری شیخ عبدالقادر ارناؤوط- (۱۲جلد)، مهذب الأغانی لابن منظور (۱۲ جلد)، المبدع فی شرح المقنع لابن مفلح الحنبلی (۱۰ جلد)، زاد المسیر فی علم التفسیر ابن الجوزی، با مشارکت شیخ عبدالقادر ارناؤوط (۹ جلد) و کتاب‌‌هایی که در مؤسسه "الرسالة"، تحقیق شده‌اند عبارتند از: سیر أعلام النبلاء الذهبی (۲۵ جلد)، سنن الترمذی (۱۶ جلد)، سنن النسائی (۱۲ جلد)، سنن الدارقطنی (۵ جلد)، مسند الإمام أحمد بن حنبل (۵۰ جلد)، تاریخ الإسلام الذهبی، با همکاری شیخ بشار عواد. منبع: تبیین‌نیوز/ دنیا الوطن


[ یکشنبه 9 آبان 1395 ] [ 06:58 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]

️عزیزان تا حالا شده از خود بپرسید: ﭼــﺮﺍ ﻣــﺎ ﺍﺯ ﻋــﺒﺎﺩﺕ ﻟــﺬّﺕ ﻧــﻤﯽ ﺑﺮﯾﻢ؟! ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﯿﻮﻩ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ ،ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬّﺕ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ.. ️ﺩﺭ ﺑُﻌﺪ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻭ ﻋﺒﺎﺩاﺕ نیز همینگونه ﺍﺳﺖ! ️ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ نه تنها ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻟﺬّﺕ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ بلکه ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻗﻠﺐ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ.. ﺗﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻨﺪ ، ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻟﺬّﺕ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ ️ﻣﻨﺸﺎﺀ همه ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎ ﺍﺯ ﮔﻨﺎه است️ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭﯾﺰ ﻭ ﺩﺭﺷﺖ ﮐﻪ از آنها ﻏﺎﻓﻞ ﺷﺪه اﯾﻢ..


[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ یاسین بامری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وبلاگی متفاوت بانوشته هاوحکایت های زیبا
نویسندگان
نظر سنجی
نظرشمادوستان درموردوبلاگ اسلام دین جاویدان چیست؟





صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
09140160920